پارت سی و نهم :

روز بعد روشا به شهاب اطلاع داد که نمی‌تواند به مزون برود و بجای آن با آراز قرار ملاقات گذاشت.
سعی کرد همان مدلی تیپ بزند که مورد پسند آراز بود، همان عطر، همان مدل کفش و همان مدل مو... جز به آراز به هیچ چیز دیگر فکر کند.
وقتی داخل رستوران روبروی آراز نشست فهمید که دلتنگی آراز یک‌طرفه نبود.
- آقای بد اخلاق خودم چطوره؟
- الکی که بد اخلاق نشدم
روشا دست‌هایش را به نشانه تسلیم بال

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Jester

    4

    اصلا از روشا خوشم نمیاد ، از اون آراز پدرسوخته هم همینطور ، شهاب تفلکی گناه داره

    ۴ هفته پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    گناه آراز بدبخت چیه؟🙈

    ۴ هفته پیش
  • Jester

    0

    از اینکه با روشا خوابید خوشم نیومد .. اگه قراره روشا بره با شهاب ، در حق شهاب بی معرفتیه

    ۴ هفته پیش
  • شادی

    1

    کاش می فهمیدم روشا می خواد انتقام چیو بگیره که اینقدر شهاب ازیت می کنه

    ۴ هفته پیش
  • بهار

    3

    آخ طفلی شهاب،آخه،روشا، چرا با قلبش بازی میکنی؟ کتک لازمی، هاا

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️